رای شماره ۴۶۲ مورخ ۱۳۸۹/۱‍۰/۲۷ هیات عمومی دیوان عدالت اداری

موضوع استفاده دولت از اختیارات حاصل وضع آیین نامه در مورد اصل ۴۹ قانون اساسی

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ: 27 دی 1389

کلاسه پرونده: 89/174

شماره دادنامه: 462

مرجع رسیدگی: هیات عمومی دیوان عدالت اداری

شاکی: آقای علی ملایی

موضوع شکایت و خواسته: ابطال مصوبه شماره 27035/43850 مورخ 8/2/89 هیات وزیران

گردش کار: آقای علی ملایی به موجب درخواست تقدیمی اشعار داشته: هیات وزیران جمهوری اسلامی ایران، به موجب متن شماره 27035/43850 مورخ 8/2/89، آیین‎نامه رسیدگی به دارایی مقامات و مدیران و مشمولین اصل 49 قانون اساسی را موافقت نموده است که به جهات ذیل محل تامل، مغایر قانون و خلاف موازین شرع انور اسلام می‎باشد.

1- آنچه که در اصل 138 قانون اساسی، به عنوان تکلیف و اختیار هیات وزیران به هیات اجتماع و شخص وزیر به نحو انفراد مقرر گردیده است، وضع تصویب‎نامه و آیین‎نامه است نه موافقت با آیین‎نامه و علاوه بر آن سیاق فعل موافقت، موهم این امر است که آیین‎نامه در مرجعی خارج از هیات وزیران وضع و تصویب شده که هیات دولت با آن موافقت نموده است، که این ترتیب جایگاه قانونی ندارد.

2- در اصل 49 قانون اساسی، تدوین وضع و تصویب آیین‎نامه اجرایی مقرر نگردیده است تا بر فرض جواز دولت با استفاده از اختیارات حاصل از جواز مرقوم و عموم و اطلاق اصل 138 قانون اساسی دولت موظف و یا با استفاده از اصل تخییر اقدام به وضع آیین‎نامه نماید. از این جهت آیین‎نامه مرقوم نمی‎تواند بر مبنای اصل 49 قانون اساسی قابل توجیه باشد.

3- هر چند طلیعه اصل 49 قانون اساسی، با عنوان دولت (موظف است) شروع شده لیکن با توجه به به سیاق الفاظ و عبارت مستعمل در متن اصل مرقوم به نظر می‎رسد که مراد مقنن در این خصوص دولت به معنای عام آن و به تعبیر حاکمیت نظام جمهوری اسلامی است و نه قوه مجریه و هیات وزیران زیرا مجموعه دولت در معنی قوه مجریه، فاقد ظرفیت و قابلیت رسیدگی و احراز عناوین مجرمانه و صدور حکم در خصوص آنها می‎باشد، همان گونه که به قرینه مندرج در اصل 53 قانون اساسی مراد از دولت، مجموعه نظام جمهوری اسلامی ایران شامل قوای ثلاثه و ارکان آن می‎باشد، چه اگر غیر این باشد قوه قضاییه یا نیروهای مسلح تکلیفی در واریز دریافتی‎های خودبه خزانه نخواهند داشت و به همین اعتبار است که قوه مقننه به موجب قانون نحوه اجرای اصل 49 قانون اساسی، مسیولیت اجرای اصل 49 مرقوم را به قوه قضاییه واگذار نموده، هرچند که در دستگاه‎های قوه مجریه در این مورد عهده‎دار تکالیف اعلام مصادیق و یا اجرای احکام صادره گردیده‎اند و اصولاً به موجب مقررات قانون مذکور دولت به معنای قوه مجریه، در زمینه اجرای اصل 49 قانون اساسی مستقلاً مواجه با تکلیفی نشده است تا به اعتبار آن مجاز و مکلف به وضع آیین‎نامه اجرایی بوده باشد.

علاوه بر آن با توجه به اصول ناظر به تضمین حقوق اساسی اشخاص از جمله اصول 22 و 28 و تکلیف نظام بر رعایت حقوق ناشی از اصول مذکور به شرح اصل 43 قانون اساسی و نیز به تصریح ماده 2 قانون نحوه اجرای اصل 49 قانون اساسی اصل بر صحت اعمال اشخاص و مشروعیت دارایی آنان و مصونیت از هرگونه تعرض می‎باشد. با این حال مقررات ماده یک آیین‎نامه مورد درخواست ابطال، بدون توجه به مراتب مذکور در مقام تعرض به اموال اشخاص مشمول بدون جواز قانونی بر آمده است که به نظر خلاف موازین شرعی و قانونی می‎باشد.

عناوین سوء استفاده، تبانی غیر قانونی، حیف و میل بیت المال از جمله عناوین کیفری است که احراز آن عناوین و تعیین مصادیق آن پس از رسیدگی شرعی و قانونی محقق شده و قطعیت می‎یابد و حسب مقررات اصول 156 و 159 قانون اساسی و مقررات ماده 3 قانون نحوه اجرای اصل 49 قانون اساسی، مرجع رسیدگی و احراز آن قوه قضاییه و محاکم ذی‎صلاح دادگستری جمهوری اسلامی ایران است نه هیات مصرح در ماده 2 آیین‎نامه مورد شکایت و یا وزرای عضو هیات مرقوم، بنابراین آیین‎نامه مرقوم از این جهت که رسیدگی به امر قضایی را به وزرای هیات دولت و هیات منصوب از طرف آن تجویز می‎نماید خلاف شرع و خلاف قانون اساسی و خلاف قوانین موضوعه بوده و خارج از اختیارات قوه مجریه می‎باشد.

4- دولت در اجرای اصل 49 قانون اساسی و مقررات مربوط به رسیدگی به دارایی‎های وزرا و کارمندان دولت مصوب 1337، خود ذاتاً اختیاری ندارد که به موجب آیین‎نامه مورد درخواست ابطال به هیات مقرر در ماده 3 آن واگذار نماید. در مواد 7، 6 و 8 آیین‎نامه تکالیف و وظایفی برای اشخاص مقرر گردیده که بدون مبنای قانونی و یا قراردادی بوده و در نتیجه چون ایجاد تکلیف بدون جواز شرعی، قانونی و قراردادی برای اشخاص خارج از وظیفه و اختیار قوه مجریه و هیات منتخب آن می‎باشد، این امر خلاف اصل 57 قانون اساسی است.

5- در ماده 8 وظیفه تحقیق، ثبوت شرعی و احراز طریق نامشروع که امری است واجد وصف قضایی، به عهده اعضای هیات مصرح در ماده 2 آیین‎نامه محول گردیده، در حالی که اعضای هیات مذکور فاقد صلاحیت، قابلیت و تکلیف قانونی برای ورود به موارد مذکور و احراز آن می‎باشند و علاوه بر آن ضمانت اجرای موارد مذکور در این ماده و ماده 19 از حیث ایجاد صلاحیت برای هیات و دبیرخانه آن خلاف قانون است، بنابرمراتب مذکور هیات وزیران: اولاً: مغایر اصول تکلیفی شرعی اصل صحت و اصل برایت می‎باشد. ثانیاً: خلاف اصول قانون اساسی از جمله اصل 37، اصل 57، اصل 156 و اصل 159 قانون اساسی می‎باشد. ثالثاً: تسری به مواردی فراتر از اصل 142 قانون اساسی داده شده است که طبق نظریه شماره 21970/30/86 مورخ 25/4/86 شورای نگهبان در خصوص طرح رسیدگی به دارایی مقامات و مسیولان وکارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران در 3 بند مغایر موازین شرعی و قانون اساسی شناخته شده است.

رابعاً: عموم و اطلاق عبارات مقامات و مسیولان جمهوری اسلامی ایران به شرح مصرح در ماده یک آیین‎نامه مورد درخواست شکایت شامل مقامات و مراجع قضایی، نیروهای مسلح و نهادهای تحت نظارت مقام معظم رهبری و سایر مقامات و مراجع خارج از قوه مجریه می‎گردد. لذا خلاف اصول 57، 58، 60، 110 و 156 قانون اساسی نیز خواهد بود.

خامساً: عموم و اطلاق عنوان دارایی و تلقی واضع آیین‎نامه که شامل کلیه اموال و دارایی اشخاص، بدون استنثاء می‎گردد، مغایر ماده 2 قانون نحوه اجرای اصل 49 قانون اساسی مبنی بر محکوم به مشروع بودن دارایی اشخاص می‎باشد. بنابه مراتب و جهات مذکور تقاضای طرح موضوع در هیات عمومی دیوان عدالت اداری به استناد مقررات بند یک ماده 19 و ماده 42 قانون دیوان عدالت اداری و ابطال آیین‎نامه موضوع متن شماره 27035/43850 مورخ 8/3/87 هیات وزیران به شرح فوق را دارد. مشاور و مدیرکل دفتر امـور حقوقی دولت در مقام دفاع، بـه موجب لایحه شمـاره 201937/12441 مـورخ 29/9/89، اشعار داشته: با توجه به وصول ایراد ریاست مجلس شورای اسلامی طی نامه شماره 39155 ه‍/ب مورخ 16/6/1389، دایر بر مغایرت قانونی تصویب‎نامه مذکور، پیش نویس تصویب‎نامه اصلاحی جهت رفع ایراد تهیه و به انضمام نامه شماره 146781/11647 مورخ 15/9/1389 این معاونت ارایه شده است که تصویر سوابق یاد شده ایفاد می‎گردد. با عنایت به مراتب فوق دادخواست تقدیمی موضوعاً منتفی می‎باشد، خواهشمند است وفق ماده 39 قانون دیوان عدالت اداری تصمیم لازم اتخاذ گردد. دبیر شورای نگهبان نیز به موجب نامه شماره 40259/30/89 مورخ 2/8/89، نظر فقهای معظم شورای نگهبان را به شرح زیر اعلام داشته است: «ماده 2 آیین‎نامه خلاف موازین شرع تشخیص داده شد.»  هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ فوق با حضور روسا، مستشاران و دادرسان علی‎البدل شعب دیوان تشکیل و پس از بحث و بررسی و انجام مشاوره با اکثریت آراء بـه شرح آتی مبادرت بـه صدور رای می‎نماید.

رای هیات عمومی

هر چند مطابق تبصره 8 قانون الحاق یک تبصره به قانون نحوه اجرای اصول هشتاد و پنج و یکصدو سی و هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در رابطه با مسیولیت های رییس مجلس شورای اسلامی مصوب 1368 و اصلاحات بعدی مصوب 30/1/1388 در مواردی که رییس مجلس شورای اسلامی، مصوبات، آیین‎نامه‎ها و تصویب‎نامه‎های مقامات مذکور در اصل هشتاد و پنج و یکصد و سی و هشتم قانون اساسی را مغایر با متن و روح قانون تشخیص دهد، نظر وی برای دولت معتبر و لازم‎الاتباع است و دیوان عدالت اداری نسبت به این گونه موارد صلاحیت رسیدگی ندارد و رییس مجلس شورای اسلامی نیز طی نامه شماره 39155 ه‍/ب مورخ 16/6/1389 موارد مغایرت قانونی مصوبه معترض‎عنه را اعلام نموده ، از این جهت موجبی برای رسیدگی در هیات عمومی دیوان وجود ندارد، لیکن رسیدگی به جهات مغایرت مصوبه با شرع منصرف از حکم مقرر در تبصره فوق‎الذکر می‎باشد. و نظر به اینکه فقهای شورای نگهبان طی نامه شماره 40259/30/89 مـورخ 2/8/،1389 مـاده 2 آیین‎نامه معترض‎عنه را خـلاف موازین شرع دانسته‎اند،لذا بـه تجویز ماده 41 و بند یک ماده 19 و قسمت اخیر ماده 20 قانون دیوان عدالت اداری مصوبه مورد شکایت ابطال و اثر آن به تاریخ صدور تسری خواهد داشت.

رییس هیات عمومی دیوان عدالت اداری – منتظری

Powered by Froala Editor

Powered by Froala Editor

Powered by Froala Editor

Powered by Froala Editor

فهرست مطالب این صفحه

مشاوره و راهنمایی

سایت حقوقی حاوی قوانین و مقررات تنقیح شده، موضوعات حقوقی، آراء وحدت رویه دیوان عالی کشور، آراء هیات عمومی و هیات های تخصصی دیوان عدالت اداری و نظرات مشورتی

تماس بگیرید
تبلیغات
مطالب منتخب
پربازدیدها
[most_viewed_posts posts="10"]
مطالب مرتبط
داتیک در شبکه‌های اجتماعی